سراش

استعاذه

فَإِذَا قَرَأْتَ الْقُرْءَانَ فَاسْتَعِذْ بِاللّهِ مِنَ الشَّیْطَانِ الرَّجِیمِ

پس هنگامى که قرآن مى‏خوانى پناه ببر به خدا از شیطان رانده شده.(نحل/98)


چون که داری تلاوت قرآن                   به خدا پناه بر از شیطان

--------------

هر گاه که خواهی قرآن بخوانی                        فاستعذ من الشیطان باللّه

    استعاذه حقیقت قلبی خواهد                           تاگردی زیر چتر و سایه اللّه

تفسیر:

 

آیه مورد بحث، طرز استفاده از قرآن مجید و چگونگى تلاوت آن را بیان مى کند، زیرا پر بار بودن محتواى قرآن به تنهائى کافى نیست، باید موانع نیز از وجود ما، و از محیط فکر و جان ما، برچیده شود تا به آن محتواى پر بار دست یابیم.لذا نخست مى گوید: «هنگامى که قرآن مى خوانى از شرّ شیطان مطرود شده به خدا پناه بر»

منظور از آیه فوق این نیست که: به گفتن: «أَعُوذُ بِاللّهِ مِنَ الشَّیْطانِ الرَّجِیمِ» قناعت کنیم، بلکه باید این «ذکر» را تبدیل به «فکر» و فکر را تبدیل به «یک حالت درونى» کنیم، و به هنگام خواندن هر آیه، به خدا پناه بریم از این که وسوسه هاى شیطان حجابى میان ما و کلام حیاتبخش او گردد.

یعنى ذکر این جمله، مقدمه تحقق حالتى در نفس و جان انسان گردد، حالت توجه به خدا، حالت جدائى از هوا و هوسها ، حالت بیگانگى از تعصبها و غرورها، خودخواهیها و خودمحورى هائى که انسان را وادار مى کند از همه چیز، حتى از سخنان خدا به نفع خواسته هاى انحرافیش استفاده کند.و تا چنین حالتى در روح و جان انسان پیدا نشود، درک حقایق قرآن براى او ممکن نیست، بلکه به عکس ممکن است قرآن را با توسل به «تفسیر به رأى» وسیله اى قرار دهد، براى توجیه خواسته هاى شرک آلودش.

 در حدیث مى خوانیم: لَوْ لا أَنَّ الشَّیاطِیْنَ یَحُومُونَ عَلى قُلُوبِ بَنِى آدَمَ لَنَظَرُوا اِلى مَلَکُوتِ السَّماواتِ:

«اگر شیاطین در اطراف قلوب فرزندان آدم دور نمى زدند،  انسانها مى توانستند ملکوت و باطن آسمانها را ببینند».«بحار الانوار»، جلد 56، صفحه 163.

و اگر مى بینیم قرآن مى گوید: هُدىً لِلْمُتَّقِیْنَ: «این آیات الهى مایه هدایت براى پرهیزکاران است» نیز اشاره به همین واقعیت است.

بسیار دیده ایم، کسانى را که با تعصب، لجاجت و پیش داوریهاى فردى یا گروهى به سراغ آیات قرآن مى روند و به جاى این که: حقیقت را از قرآن درک کنند آنچه را خود مى خواهند بر قرآن تحمیل مى نمایند، و به تعبیر دیگر آنچه را که مى خواهند، در قرآن مى جویند، نه آنچه را که خدا بیان فرموده، و به جاى این که: قرآن مایه هدایتشان شود، بر انحرافشان مى افزاید (البته نه قرآن که هوا و هوسهاى سرکششان). فَأَمَّا الَّذِینَ آمَنُوا فَزادَتْهُمْ إِیماناً وَ هُمْ یَسْتَبْشِرُونَ * وَ أَمَّا الَّذِینَ فِی قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ فَزادَتْهُمْ رِجْساً إِلَى رِجْسِهِمْ وَ ماتُوا وَ هُمْ کافِرُونَ: «اما آنها که ایمان آورده اند، آیات قرآن بر ایمانشان مى افزاید و شاد مى شوند * و اما آنها که در دلهایشان بیمارى است پلیدى تازه اى بر پلیدیشان مى افزاید، از دنیا مى روند در حالى که کافرند»!(توبه/ 124 و 125)

نکته ها:

1 ـ چرا شیطان رجیم:

«رَجِیم» از ماده «رجم» به معنى طرد کردن است، و در اصل به معنى زدن با سنگ آمده و سپس به معنى طرد کردن استعمال شده است.در اینجا از میان تمام صفات شیطان، مطرود بودن او مطرح شده، و این ما را به یاد استکبارش در مقابل دعوت خداوند به سجود و خضوع در مقابل آدم، مى افکند.

این استکبار، سبب شد که میان شیطان و درک حقایق حجابى، برقرار گردد، تا آنجا که خود را برتر از آدم بپندارد و بگوید: من از او بهترم، مرا از آتش و او را از خاک آفریده اى، و حتى این سرکشى و غرور، سبب شد که به فرمان خدا نیز اعتراض کند، اعتراضى که مایه کفر و طرد او گردد.

قرآن، گویا با تعبیر «رَجِیم» مى خواهد این واقعیت را تفهیم کند که: به هنگام تلاوت قرآن، استکبار و غرور و تعصب را از خود دور کنید تا سرنوشتى همچون شیطان رجیم، پیدا نکنید، و به جاى درک حقیقت در پرتگاه کفر و بى ایمانى سقوط ننمائید.

2 ـ آداب تلاوت قرآن:

همه چیز نیاز به برنامه دارد مخصوصاً بهره گیرى از کتاب بزرگى همچون قرآن، به همین دلیل، در خود قرآن براى تلاوت و بهره گیرى از این آیات، آداب و شرائطى بیان شده است:

الف) نخست مى گوید: لایَمَسُّهُ إِلاَّ الْمُطَهَّرُونَ: «قرآن را جز پاکان لمس نمى کنند» واقعه، آیه 79. این تعبیر ممکن است هم اشاره به پاکیزگى ظاهرى باشد که تماس گرفتن با خطوط قرآن باید توأم با طهارت و وضو باشد، و هم اشاره به این که: درک مفاهیم و محتواى این آیات، تنها براى کسانى میّسر است که پاک از رذائل اخلاقى باشند.

ب) به هنگام آغاز تلاوت قرآن باید از شیطان رجیم و رانده شده درگاه حق، به خدا پناه برد، چنانکه در آیات فوق خواندیم: «فَإِذا قَرَأْتَ الْقُرْآنَ فَاسْتَعِذْ بِاللّهِ مِنَ الشَّیْطانِ الرَّجِیمِ». در روایتی مى خوانیم که: امام صادق(ع) به هنگام تلاوت سوره «حمد» فرمود: أَعُوذُ بِاللَّهِ السَّمِیعِ الْعَلِیمِ مِنَ الشَّیْطانِ الرَّجِیمِ وَ أَعُوذُ بِاللَّهِ أَنْ یَحْضُرُونِ: «به خداوند شنوا و دانا از شیطان رجیم پناه مى برم، و هم به او پناه مى برم از این که نزد من حضور یابند»

«مستدرک الوسائل»، جلد 4، صفحه 264.

پ) قرآن را باید به صورت «ترتیل» تلاوت کرد، یعنى شمرده، و توأم با تفکر: «وَ رَتِّلِ الْقُرْآنَ تَرْتِیْلاً» (مزّمّل، آیه 49)

م)در حدیثى در تفسیر این آیه از امام صادق(ع) مى خوانیم:إِنَّ الْقُرْآنَ لایُقْرَأُ هَذْرَمَةً، وَ لَکِنْ یُرَتَّلُ تَرْتِیلاً، إِذَا مَرَرْتَ بِآیَة فِیها ذِکْرُ النّارِ وَقَفْتَ عِنْدَهَا، وَ تَعَوَّذْتَ بِاللَّهِ مِنَ النَّارِ: «قرآن را تند و دست و پا شکسته نباید خواند، بلکه باید به آرامى تلاوت کرد، هنگامى که به آیه اى مى رسى که در آن ذکر آتش دوزخ شده است توقف مى کنى (و مى اندیشى) و به خدا از آتش دوزخ پناه مى برى»!(کافى، جلد 2، صفحه 618)

ت)علاوه بر ترتیل، دستور به «تدبّر و تفکر» در آیات قرآن داده است آنجا که مى گوید: أَ فَلا یَتَدَبَّرُونَ الْقُرْآنَ: «آیا آنها در قرآن نمى اندیشند؟»(نساء، آیه 82)

در حدیثى مى خوانیم: اصحاب و یاران پیامبر(ص) قرآن را ده آیه ده آیه از پیامبر(ص) مى آموختند، و ده آیه دوم را فرا نمى گرفتند مگر این که: آنچه در آیات نخستین بود از علم و عمل بدانند(بحار الانوار، جلد 92، صفحه 106)

و در حدیث دیگرى از پیامبر(ص) مى خوانیم: أَعْرِبُوا الْقُرْآنَ وَ الْتَمِسُوا غَرائِبَهُ: «قرآن را فصیح و روشن بخوانید و از شگفتیهاى مفاهیم آن بهره گیرید»(بحار الانوار، جلد 92، صفحه 106)

و نیز در حدیث دیگر از امام صادق(ع) نقل شده: لَقَدْ تَجَلَّى اللّهُ لِخَلْقِهِ فِى کَلامِهِ وَ لکِنَّهُمْ لایُبْصَرُونَ: «خداوند خود را در کلامش به مردم نشان داده است، ولى کوردلان نمى بینند»«بحار الانوار»، جلد 92، صفحه 107.

ث) آنها که آیات قرآن را مى شنوند نیز وظیفه اى دارند، وظیفه شان سکوت کردن، سکوتى توأم با اندیشه و تفکر: وَ إِذا قُرِئَ الْقُرْآنُ فَاسْتَمِعُوا لَهُ وَ أَنْصِتُوا لَعَلَّکُمْ تُرْحَمُونَ: «هنگامى که قرآن خوانده مى شود گوش فرا دهید و خاموش باشید تا مشمول رحمت حق شوید».(اعراف، آیه 204)

به علاوه، در روایات اسلامى دستورهائى درباره تلاوت قرآن با صداى خوب که از نظر روانى مسلماً تأثیر روى مفاهیم آن مى گذارد وارد شده است(بحار الانوار، جلد 9، صفحه 190 به بعد)

3-هر کار خوبى ممکن است آفاتى داشته باشد، همان گونه که عزّت، آفتى دارد مثل تکّبر و خدمت به مردم، آفتى دارد مثل منت گذاشتن، قرائت قرآن نیز ممکن است آفاتى از قبیل خودنمایى، کسب درآمد، رقابت‌هاى منفى، فریب مردم، فهم غلط، تفسیر به راى و ... داشته باشد که انسان باید هنگام تلاوت قرآن از شرّ همه‌ى آفات، به خداوند پناه ببرد.

امام صادق (ع) فرمود: تلاوت نیاز به سه چیز دارد: قلب خاشع و بدن فارغ و موضع خالى. یعنى حالتى که در آن پیش داورى نباشد. (تفسیر فرقان)

داستان:

1-احمد بن علی بن مثنی موصلی در مسند خود از ابی ابن کعب روایت می کند که: دو نفر در حضور رسول خدا(ص)جر و بحث می کردند و یکی از آن دو به حدی خشمگین شده بود که از شدت خشم، نزدیک بود بینی اش پاره گردد. حضرت فرمودند: من چیزی می دانم که اگر آن را بگوید، خشمش فرو می نشیند. و آن این است که بگوید؛ «أعوذ باالله من الشیطان الرجیم»(معانی الاخبار،ج2)

2-یک روز پیغمبر اکرم (ص) از جایی عبور می کردند، دیدند مردی دارد غلام خود را می زند و غلام می گوید: (اَعُوذُ بِاللّهِ) پناه می برم به خدا، ولی آن مرد، دست از زدن بر نمی داشت . غلام تا حضرت را دید، گفت : (اَعُوذُ بِرَسُولِ اللّه ) به رسول خدا پناه می برم . مرد تا پیغمبر را دید، ایستاد.حضرت فرمودند: بهتر آن بود که این غلام وقتی اسم خدا را برد، دیگر او را نمی زدی .آن مرد گفت : به خاطر این حرفتان او را آزاد کردم .

حضرت فرمود: اگر این کار را نمی کردی رویت با آتش جهنّم می سوخت( تفسیر جامع : 1/81)

3- یکی از شاگردان مرحوم شیخ انصاری نقل می کند:شبی در عالم رویا شیطان را دیدم که چند افسار کوچک و بزرگ در دست دارد. از او سؤ ال کردم : اینها را برای چه بدست گرفته ای ؟!گفت : اینها را بر سر مردم می اندازم و ایشان را به سمت خود می کشم از او پرسیدم : آن طناب ضخیم برای کیست که پاره شده ؟می گوید: برای استادت شیخ انصاری بود که دیروز او را تا بازار بردم ، ولی آن را پاره کرد و برگشت .پرسیدم : پس طناب من کدام است ؟ پاسخ داد: تو احتیاج به طناب نداری و حرف شنو هستی .وقتی که بیدار شدم ، خدمت شیخ مشرف شدم وخوابم را برای شیخ بازگوکردم .شیخ علیه الرحمه فرمود: شیطان راست گفته ، زیرا آن ملعون دیروز می خواست مرابفریبد، زیرا من پول نداشتم و چیزی در منزل لازم شده بود، با خود گفتم : یک قِران از مال خمس  در نزد من است و حالا معطل مانده ام ، به عنوان قرض بر می دارم و بعد آن را سر جایش می گذارم .آن یک قِران را برداشتم و از منزل خارج شدم . تا میان کوچه هم آمدم ، همین که خواستم چیزی بخرم با خود گفتم ، چرا به چنین عملی اقدام نمایم ؟!

پس نادم و پشیمان شدم و به خانه مراجعت نمودم و یک قِران را سرجایش گذاشتم .(کتاب استعاذه شهید دستغیب)


هنوز نظری ثبت نشده است

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی


۰
يكشنبه, ۱۵ تیر ۱۳۹۹، ۱۲:۲۴ ق.ظ
۰
سیدهادی محمدپور

سایت

سراش

سراش مخفف سراج شیعه میباشد

مطالب قرآنی

آموزش روخوانی و روانخوانی قرآن کریم

گلچین بهترین مداحی های کشور


<<سیدهادی محمدپور>>


نکته : این سایت تازه تاسیس است تا بارگزاری کامل مطالب صبور باشید.

نویسندگان

سیدهادی محمدپور