سراش


پاک ­کن

إِنَّ الحَسَنَاتِ یُذْهِبنَ السَّیِّئَاتِ

همانا نیکی­ها، بدی­ها را از بین می­برد.( هود/114)

نباشد همی نیک و بد، پایدار                               همان بِه که نیکی بُوَد یادگار

دراز است دست فلک بر بدی                              همه نیکویی کن اگر بِخرَدی

چو نیکی کنی، نیکی آید برت                              بدی را بدی باشد اندر خورَت

حدیث:

در روایات متعددى، که ذیل آیه فوق از پیامبر(ص) و ائمه معصومین(علیهم السلام)نقل شده، تعبیراتى دیده مى شود که از اهمیت فوق العاده نماز در مکتب اسلام پرده بر مى دارد.

1-«ابو عثمان» مى گوید: من با «سلمان فارسى» زیر درختى نشسته بودم، او شاخه خشکى را گرفت و تکان داد تا تمام برگ هایش فرو ریخت.سپس رو به من کرده، گفت: سئوال نکردى چرا این کار را کردم؟گفتم: بگو ببینم منظورت چه بود؟گفت: این همان کارى بود که پیامبر(ص)انجام داد سپس این سؤال را از من کرده، گفت:سلمان نمى پرسى چرا چنین کردم؟من عرض کردم: بفرمائید چرا؟فرمود: هنگامى که مسلمان وضو بگیرد،سپس نمازهاى پنجگانه را به جا آورد، گناهان او فرو مى ریزد، همان گونه که برگ هاى این شاخه فرو ریخت، سپس همین آیه (أَقِمِ الصَّلاةَ.....ان الحسنات یذهبن السیئات) را تلاوت فرمود. (بحار الانوار ج 79، ص 319 ، 208)

2-در حدیث دیگرى از یکى از یاران پیامبر(ص) به نام «ابى امامه» مى خوانیم که، مى گوید: روزى در مسجد خدمت پیامبر (ص) نشسته بودیم مردى آمده عرض کرد: یا رسول اللّه من گناهى کرده ام که حدّ بر آن لازم مى شود، آن حدّ را بر من اجرا فرما.فرمود: آیا نماز با ما خواندى؟عرض کرد: آرى، اى رسول خدا(ص).فرمود: خداوند گناه تو ـ یا حدّ تو ـ را بخشید.( صحیح مسلم، ج 8، ص 103 )                                                                                                                                                         3-و نیز، از على(ع)نقل شده که مى فرماید: «با رسول خدا(ص) در مسجد در انتظار نماز بودیم که مردى برخاسته عرض کرد:اى رسول خدا من گناهى کرده ام، پیامبر(ص)روى از او برگرداند، هنگامى که نماز تمام شد، همان مرد برخاست و سخن اول را تکرار کرد.پیامبر(ص) فرمود: آیا با ما این نماز را انجام ندادى؟ و براى آن به خوبى وضو نگرفتى؟عرض کرد: آرى.فرمود: این کفاره گناه تو است!( عوالى اللآلى، ج 2، ص 24، ح 54)

4-امیدبخش ترین آیه قرآن:

در تفسیر آیه مورد بحث حدیث جالبى از على(ع)به این مضمون نقل شده که: روزى رو به سوى مردم کرده، فرمود: به نظر شما امیدبخش ترین آیه قرآن کدام آیه است؟بعضى گفتند: آیه: ...... وَ یَغْفِرُ ما دُونَ ذلِکَ لِمَنْ یَشاء: «خداوند هرگز شرک را نمى بخشد، و پائین تر از آن را براى هر کس که بخواهد مى بخشد».( نساء، آیات 48 و 116)امام(ع) فرمود: خوب است، ولى آنچه من مى خواهم نیست.بعضى گفتند: آیه وَ مَنْ یَعْمَلْ سُوءاً أَوْ یَظْلِمْ نَفْسَهُ ثُمَّ یَسْتَغْفِرِ اللّهَ یَجِدِ اللّهَ غَفُوراً رَحیماً: «هر کس عمل زشتى انجام دهد، یا بر خویشتن ستم کند و سپس از خدا آمرزش بخواهد، خدا را غفور و رحیم خواهد یافت».( نساء، آیه 110)امام فرمود: خوب است ولى آنچه را من مى خواهم نیست.بعضى دیگر گفتند: آیه: یا عِبادِیَ الَّذینَ أَسْرَفُوا عَلى أَنْفُسِهِمْ لاتَقْنَطُوا مِنْ رَحْمَةِ اللّه: «اى بندگان من که اسراف بر خویشتن کرده اید، از رحمت خدا مأیوس نشوید».( زمر، آیه 53)فرمود: خوب است اما آنچه مى خواهم نیست!بعضى دیگر گفتند: آیه: وَ الَّذینَ إِذا فَعَلُوا فاحِشَةً أَوْ ظَلَمُوا أَنْفُسَهُمْ ذَکَرُوا اللّهَ فَاسْتَغْفَرُوا لِذُنُوبِهِمْ.....: «پرهیزکاران کسانى هستند که هنگامى که کار زشتى انجام مى دهند، یا به خود ستم مى کنند به یاد خدا مى افتند، از گناهان خویش آمرزش مى طلبند، و چه کسى است جز خدا که گناهان را بیامرزد».( آل عمران، آیه 135)باز امام(ع) فرمود: خوب است ولى آنچه مى خواهم نیست.در این هنگام، مردم از هر طرف به سوى امام(ع) متوجه شدند و همهمه کردند، فرمود: چه خبر است اى مسلمانان؟عرض کردند: به خدا سوگند ما آیه دیگرى در این زمینه سراغ نداریم.امام فرمود: از حبیب خودم رسول خدا(ص) شنیدم که فرمود: امیدبخش ترین آیه قرآن این آیه است: «وَ أَقِمِ الصَّلاةَ طَرَفَیِ النَّهارِ ..... إِنَّ الْحَسَناتِ یُذْهِبْنَ السَّیِّئاتِ ذلِکَ ذِکْرى لِلذّاکِرینَ».( تفسیرعیاشى، ج2، ص 161)در واقع، آیه مورد بحث، از کسانى سخن مى گوید که نمازهاى خود را به خوبى انجام مى دهند، نمازى با روح و با حضور قلب که آثار گناهان دیگر را از دل و جانشان مى شوید

داستان:

1-تنها بازمانده یک کشتی شکسته توسط جریان آب به یک جزیره دور افتاده برده شد او با بی قراری به درگاه خداوند دعا می‌کرد تا او را نجات بخشد او ساعت ها به اقیانوس چشم می‌دوخت تا شاید نشانی از کمک بیابد اما هیچ چیز به چشم نمی‌آمد .نا امید شد و تصمیم گرفت که کلبه ای کوچک خارج از ساحل بسازد تا از خود و وسایل اندکش محافظت نماید روزی پس از آنکه از جستجوی غذا بازگشت، خانه کوچکش را در آتش یافت. دود به آسمان رفته بود، بدترین چیز ممکن رخ داده بود. او عصبانی و اندوهگین فریاد زد: «خدایا چگونه توانستی با من چنین کنی؟»صبح روز بعد او با صدای یک کشتی که به جزیره نزدیک می‌شد از خواب برخاست آن کشتی می‌آمد تا او را نجات دهد.مرد از نجات دهندگانش پرسید: «چطور متوجه شدید که من اینجا هستم؟» آنها در جواب گفتند: «ما علامت دودی را که فرستادی ، دیدیم».

2-ابو حمزه ثمالی از امام زین العابدین (ع) نقل کرده است که فرمود: مردی با خانواده خود بر کشتی سوار شد. کشتی در دریا شکست و همه غرق شدند. تنها کسی که از این خانواده نجات یافت زن آن مرد بود که بر تخته چوبی از این کشتی سوار شد و به جزیره ای از جزایر این دریا پناه برد در این جزیره جوانی بود که برای خداوند حرمتی نبود مگر اینکه این جوان آن را شکسته بود. هوای این زن در سر این جوان افتاد به طوری که دیگر چیزی نمی دانست. سر خود را بالا آورد.وگفت از اجنه ای یا انسان؟ زن گفت: انسانم. مرد فورا در کنار وی نشست. گویی که همسرش است. هنگامی که قصدخیاونت به  وی راکرد ،متوجه اضطراب زن شد. به زن گفت برای چه مضطربی؟ زن دست خود را به سمت آسمان بلند کرد. مرد گفت: آیا خطایی در مقابل او انجام داده ای؟ زن گفت: به عزت و جلالش قسم نه، مرد گفت: تو از او (خدا)می ترسی در حالی که کاری نکرده ای و از خطا در مقابل او متنفری! پس به خدا قسم من با این همه خطا وگناه از تو مستحق ترم به این ترس. این را گفت و از جایش بلند شد در حالی که کاری انجام نداده بود و به سمت اهل خود بازگشت در حالی که تصمیم بر توبه داشت. در همان حال که راه می رفت با یک راهب مسیحی برخورد کرد که در این راه می گذشت و آفتاب وی را اذیت می کرد. راهب از جوان درخواست کرد که از خداوند بخواه تا شاید ابری بر سر ما سایه افکند. گرمی آفتاب ما را اذیت می کند. جوان پاسخ داد من نمی دانم در نزد خدا برای من حسنه ای هست یا خیر؟ تا اینکه از وی درخواست کنم و دعایم مستجاب شود. راهب گفت من دعا می کنم و تو آمین بگو. جوان گفت باشد من آمین می گویم. راهب دعا کرد و جوان آمین گفت و دعایشان به اجابت رسید و خداوند ابری را بر سر اینان سایه کرد. این دو در مسیر با هم بودند تا اینکه مسیر جوان از راهب جدا شد و راهب دید که ابر بالای سر جوان ادامه مسیر داد. راهب گفت معلوم است که تو از من بهتری که دعای تو به اجابت رسیده است. به من بگو که حکایت تو چیست؟ جوان سرگذشت خود و آن زن را گفت. راهب گفت برای تو آنچه که در گذشته داشتی  همان لحظه که ترس از خدا در وجودت داخل شد بخشیده شد.ببین در آینده چگونه خواهی بود؟و مواظب اعمال آینده ات باش (کافی،ج2ص69)


ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی


هم میهن ۲۵ تیر ۹۹، ۱۳:۰۹

۝۝۝۝♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥۝۝۝۝

۝۝۝۝♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥۝۝۝۝

 

هم میهن ارجمند! درود فراوان!

 با هدف توانمند سازی فرهنگ ملی و پاسداری از یکپارچگی ایران کهن

"وب بر شاخسار سخن "

هر ماه دو یادداشت ملی میهنی را به هموطنان عزیز پیشکش می کند.

خواهشمنداست ضمن مطالعه، آن را به ده نفر از هم میهنان ارسال نمایید.

 

آدرس ها:

 

http://payam-ghanoun.ir/

http://payam-chanoun.blogfa.com/

 

[گل]

 

۝۝۝۝♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥۝۝۝۝

۝۝۝۝♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥۝۝۝۝

 

پاسخ : موفق باشید ان شاءالله
۰
چهارشنبه, ۲۵ تیر ۱۳۹۹، ۰۱:۰۰ ب.ظ
۱
سیدهادی محمدپور

سایت

سراش

سراش مخفف سراج شیعه میباشد

مطالب قرآنی

آموزش روخوانی و روانخوانی قرآن کریم

گلچین بهترین مداحی های کشور


<<سیدهادی محمدپور>>


نکته : این سایت تازه تاسیس است تا بارگزاری کامل مطالب صبور باشید.

نویسندگان

سیدهادی محمدپور